با پیشرفت تکنولوژی خیلی از کسب و کارها به دنیای مجازی و دنیای اینترنت روی آوردند و برای انتشار محتوایی که تولید میکنند و همچنین جذب مشتری از دیجیتال مارکتینگ استفاده کردند. اما به علت افزایش رقابت در زمینه های مختلف باید یک پارامتری وجود داشته باشد که بتوانیم افراد و شرکتهای مختلف را با هم مقایسه کنیم و ببینیم که سود کدام کسب و کار اینترنتی بیشتر بوده است و با داشتن اطلاعات بیشتر می توانیم در جهت توسعه محصولات و تبلیغات چاره اندیشی کنیم.
یک مدل خیلی مناسبی توسط یک فرد به نام پورتر به اسم پنج نیروی رقابتی پورتر تعریف شد که در همه کسب و کارها به کار می آید و به آن ها کمک می کند که نقطه ضعف ها و نقطه قوت های خودشان را بشناسند و بتوانند نقاط قوت را تقویت کنند و نقاط ضعف را برطرف کنند و با استفاده از این روش استراتژی خوبی برای پیشبرد اهداف خود انتخاب کنند.
بر اساس نرخ بازده سرمایه به نسبت هزینه ای که در اول سرمایهگذاری خرج شده است مشخص میشود که کسب و کاری که راه افتاده تا چه قدر سودآوری داشته است.
این پنج نیروی رقابتی پورتر در دو دسته افقی و عمودی تقسیم بندی می شوند که سه منشاء آن در دسته افقی قرار میگیرند و دو منشا آن در دسته عمودی قرار میگیرند که در مورد آنها صحبت خواهیم کرد.
رقابت محصولات جایگزین
رقابت تازهواردان
رقابت بین رقبای فعلی
قدرت تامینکنندگان
قدرت خریداران
آنچه مشتری ها را به خرید محصول های جدیدتر وا دارد و باعث می شود تفاوت قیمت ها را بپزیرند و حاضرند در ازای خرید محصولات جدید مبلغ بیشتری بپردازند کاملاً بستگی و بازار محصولات و محدود بودن جنس های جایگزین دارد. اگر در قیمت های نزدیک جایگزین مناسبی برای یک محصول نباشد یعنی که رقابت در آن زمینه خیلی زیاد نیست و بازار حساسی وجود ندارد.
عاملی که تعیین کننده ی تمایل خریداران برای محصولات جایگزین است میزان کاهش قیمت و سودی است که با این تغییرات و جابجاییها نصیب آنها میشود و اگر جنس های جایگزینی در سطح قابل مقایسه وجود داشته باشد که قیمت کمتری داشته باشد و باعث شود که فرد به سود بیشتری برسد آن را انتخاب خواهند کرد پس در دنیای امروز که خیلی رقابتها سخت و سنگین است باید بازار کار را طوری در دست بگیرید که محصول شما انتخاب بهتر و گزینه مناسب تر باشد.
ورود به هر صنعتی شما را به دنیای تازه ای وارد میکند که باید اطلاعات زیادی در مورد آن به دست بیاورید تا بتوانید عوامل تأثیرگذار را شناسایی کنید. برای افزایش بازده سرمایه در صنعت باید همه تلاش خودتان را بکنید که سودآوری شما بیشتر شود و سطح رقابت کاهش پیدا کند و شما جزو کسانی باشید که رقابت با شما برای سایر افراد تازه وارد تهدید به حساب بیاید و آنقدر کار شما قوی باشد که خیالتان از بابت داشتن مشتری هایتان آسوده باشد چون برای شما و قیمتی که در نظر گرفته اید به سادگی جایگزینی پیدا نخواهد شد.
در قالب های مختلفی به رقابت بین کسب و کارها اشاره کردیم چون معمولاً چیزی که عملکرد کارها را بررسی میکند و نشان میدهد که کدام رقیب توانسته موفق عمل کند سودآوری کسب و کار است. بعضی ها حاضرند زیر قیمتی که مشخص است قیمت محصول خودشان را قرار دهند و کل صنعت را زیر سوال ببرند و دچار ضرر کنند فقط برای اینکه از بقیه رقبا پیشی بگیرند اما این روند کار درستی نیست.
و یک نکته دیگر که باید برای رقابت با سایر کسب و کارها در نظر بگیرید این است که برای هر رقیبی شیوه مشخصی در پیش بگیرید چون ممکن است برای همه افراد و همه کسب و کارها یک روش جوابگو نباشد. چیزی که در این راه کمک می کند فقط و فقط اطلاعات به روز و بیشتر است.
خرید و فروش محصولات در کسب و کارهای مختلف به عوامل متعددی بستگی دارد و یکی از چیزهایی که تاثیر زیادی در این خرید و فروشها دارد قدرت چانه زنی نسبی و حساسیت قیمتی خریداران است در این باره بیشتر توضیح خواهیم داد.
اگر کالایی که شما ارائه می کنید در مقایسه با محصولات رقیب رفع نیاز بیشتری از مشتری ها بکند حساسیت قیمتی کمتر می شود زیرا مشتری متوجه می شود که با خرید محصول شما منفعت بیشتری نصیبش می شود.
ولی اگر این رفع نیاز قابل مشاهده نباشد و چشمگیر نباشد دیگر تفاوت قیمت ها خیلی به چشم می آید و حساسیت خریداران در مورد قیمت ها بیشتر می شود و طبیعتاً به سمت جنس ارزانتر خواهند رفت پس سعی کنید محصولی را ارائه دهید که کیفیت بالایی داشته باشد و در عین داشتن کیفیت بالا سود معقولی برای آن در نظر بگیرید زیرا مشتری متوجه میشود که با توجه به کیفیتی که به او ارائه می کنید تا چه میزان قیمت معقول است و اگر احساس کند که شما در کسب و کار به قدر کافی با آنها صادق نبوده اید به سراغ رقبای شما خواهند رفت.
وقتی که صحبت از این قضیه می شود یعنی میزان قدرت و گزینههایی که برای معامله وجود دارد در نظر گرفته شده است. اگر خریدار یک محصولی آن را به صورت عمده خریداری کند یا تعداد مشتریهای شما کم باشد قدرت چانهزنی نسبی خریداران بیشتر خواهد بود و در عین حال اگر خریداران اطلاعات زیادی در مورد محصولات شما داشته باشند خیلی بهتر میتوانند چانهزنی کنند چون بهتر میدانند که جنسی که به آنها ارائه میکنید چه محدوده قیمتی می تواند داشته باشد.
برای رونق بسیاری از کسب و کارهای اینترنتی از فضای مجازی و سایت های مختلف برای تبلیغات و جذب مشتری و فروش محصولات استفاده میشود. برای اینکه کار شما به موفقیت برسد باید هر از چند گاهی عملکرد وبسایت خود را بررسی کنید و ببینید که آیا عملکرد مثبتی داشته و یا تأثیری در روند فروش محصولات شما داشته است یا خیر.
در زمینه دیجیتال مارکتینگ برای هر وب سایت دو شاخص آماری و مهم وجود دارد که با استفاده از آنها می توانید کارایی سایت خود را بررسی کنید. یکی از آنها نرخ پرش یا بانس ریت است و دیگری نرخ خروج وب سایت است که ممکن است اسم این دو به گوش شما خورده باشد ولی به اندازه کافی با آنها آشنایی نداشته باشید به همین دلیل است که تصمیم داریم در این مقاله به صورت مفصل در این باره صحبت کنیم تا با این شاخص های آماری آشنا شوید و برای موفقیت خود آنها را به کار گیرید.
بهتر است برای موفقیت در زمینه کسب و کار خود از طریق وب سایتی که دارید به فکر بهینه کردن وبسایت ها باشید تا تاثیر شما روی مشتری ها و مخاطبان آن روز به روز افزایش پیدا کند و آنها برای استفاده از محتوای وب سایت شما و محصولات شما اشتیاق زیادی داشته باشند.
یکی از ابزارهایی که می توانید با استفاده از آن ترافیک وب سایت را بررسی کنید گوگل آنالیتیکس است که را برای شما فراهم می کند و با استفاده از آنها می توانید حجم کل ترافیک، منبع ترافیک، جمعیتشناسی بازدیدکنندگان و اطلاعاتی از بازدید و گشتن افراد و مدت زمانی که در سایت شما باقی می مانند را پیدا کنیم و آنها را بهینه کنید.
همچنین با استفاده از این ابزار می توانید متوجه شوید که کدام یک از قسمتهای وب سایت یا محصولات شما و یا محتوای شما برای مخاطبان جذاب تر بوده و تمرکز خودتان را برای پرورش آن قسمت ها بگذارید و سلیقه مشتری دست شما بیاید.
ممکن است فردی بازدید کننده وارد سایت شما شود و بدون اینکه صفحه را اسکرول کند و بالا و پایین برود و یا روی چیزی کلیک کند از سایت شما خارج شود یعنی اینکه یک پرش در وب سایت شما توسط مخاطب رخ داده است که طبیعتاً مورد مثبتی برای شما نخواهد بود روزی که برای شما مهم است و باعث اعتبار شما می شود مدت زمان ماندگاری و کلیپ هایی هست که مخاطبان در وبسایت شما انجام می دهند و اگر مخاطبان در سایت شما عکس العمل مشخصی انجام دهند یا حتی خرید انجام دهند یا صفحه را به اشتراک بگذارند همه این ها برای شما نقاط قوت و مثبتی خواهد بود.
پس با توجه به تعاریفی که شد اگر نرخ پرش سایت شما کم باشد برای شما بهتر است و مشتری را بهتر جذب کرده اید.
اگر بخواهید نرخ پرش وب سایت تان را به دست بیاورید تعداد کل مراجعه کنندگانی که هیچ عمل خاصی انجام نداده اند را به تعداد کل مراجعه کنندگان سایتتان تقسیم می کنید و عددی که به دست میآید نرخ پرش سایت شما است که هرچه کمتر باشد برای شما خبر بهتری است.
همانطور که گفتیم ابزار گوگل آنالیتیکس قرار است به شما در بررسی های وب سایت خود و بهینه سازی آن کمک کند این ابزار به شما کمک می کند تا مشاهده کنید که هر بار که مراجعه کننده از وب سایت شما بازدید کرده است خروجی که روی آخرین صفحه داشته است ثبت شود و در نهایت تعداد همه خودروهای ثبت شده روی همه صفحات وب سایت تقسیم بر کل صفحه هایی می شود که مخاطب را مشاهده کردند و در نهایت یک نرخ خروج برای وب سایت شما ثبت خواهد شد. یعنی نرخ خروج میگوید که یک صفحه از وب سایت وجود دارد که افراد با مشاهده آن از وبسایت شما خارج شدند
وقتی که صحبت از بانس ریت می شود همانطور که قبلا اشاره کردیم ورود افراد به صفحه شما و خروجشان مد نظر قرار گرفته می شود و اینکه چه عکس العملی در وب سایت شما انجام می دهند. اما نرخ خروج مربوط به آخرین صفحه است که کاربر قبل از اینکه سایت شما را ترک کند آن را بازدید کرده است پس اگر یک کاربر وارد سایت شما بشود و هیچ کاری انجام ندهد و از سایت شما خارج شود یک پروژه و یک خروجی برای شما ثبت می شود.
ولی اگر کاربری وارد سایت شما شود و در قسمت های آن گشت و گذار کند و مطالب را مشاهده کند و بعد خارج شود فقط برای شما یک خروج ثبت میشود و دیگر نرخ پرش ندارید چون کاربر عکسالعمل نشان داده است.
در مورد ابزار آنالیتیکس که صحبت کردیم یک قسمتی برای بررسی رفتار وجود دارد که در واقع گزارش عملکرد صفحه ها را برای بازدیدکنندگان نشان می دهد که به صورت ستون به ستون نرخ پرش و نرخ فروش ها نشان داده شده است و شما با استفاده از آنها می توانید عملکرد سایت خود را بررسی کنید و تصمیم گیری های بهتری در مورد آن داشته باشید.
علت بالا بودن نرخ خروج شما به گونه ای است که وقتی رفتار کاربران را بررسی می کنید متوجه می شوید که نرخ خروج زیادی دارند ممکن است مشکل وب سایت شما در چند زمینه مختلف باشد که به صورت خیلی تیتروار و خلاصه آنها را شرح خواهیم داد.
در برخی از موارد کاربران نمیدانند چگونه باید به مرحله بعد بروند. بهعنوانمثال دکمه شما بهسختی قابل مشاهده است. در این شرایط کاربران با ناراحتی سایت شما را ترک میکنند.
شما باید مشتریان خود را در طول کل مسیر، از صفحه ورود تا تبدیل موردنظر، هدایت کنید. اگر صفحهای وجود داشته باشد که شما بهدرستی نمیدانید که کاربران باید در این صفحه چه کاری را انجام دهند، در این صورت کاربران آن صفحه را ترک خواهند کرد. شما باید با آنها در طول مسیر تعامل کنید تا بهدرستی گام بعد را انتخاب کنند.
صفحهای که هیچ لینکی برای رفتن به جلو یا عقب در آن نیست.
تصور قالبی که در گذشته در بین مردم وجود داشت این بود که فقط برای کارها و هدف های بزرگ می توان کسب و کار راه انداخت ولی امروزه آمارها چیز دیگری را نشان میدهد و گفته میشود که در زمینه کسب و کارهای کوچک چیزی حدود 500 هزار کسب و کار در ایران مشغول به فعالیت هستند و این آمار روز به روز افزایش پیدا می کند.
شاید تصور کنید که کسب و کارهای کوچک نمیتوانند به موفقیت برسند اما این طور نیست بلکه خیلی از کسب و کارهای کوچکی که شروع شدند توانسته اند به موفقیتهای چشمگیری برسند ولی همه آنها موفق به این قضیه نشدند و فقط نیمی از این آماری که وجود دارد موفق شده اند که چند سال متوالی کار خودشان را بدون وقفه انجام بدهند و در این مسیر موفق باشند.
پس برای اینکه بتوانید هم یک کسب و کار را راه بیندازید و هم در ادامه مستمر آن موفق باشید لازم است که یک سری اطلاعات پایه را در زمینه کسب و کارهای اینترنتی و استارتاپها داشته باشید تا بتوانید به موفقیتی که مد نظرتان است و در سر داشته اید برسید. به همین علت در این مقاله سعی می کنیم روش هایی که می توان برای موفقیت در کسب و کارها از آنها استفاده کرد را بیان کنیم تا با آگاهی از آنها بتوانید در مسیری که انتخاب کرده اید موفق تر باشید.
معمولا افرادی که می خواهند یک کسب و کاری را شروع کنند تقریباً قبل از آن کسب و کارهای دیگر را بررسی کردند و اطلاعاتی هم در این زمینه دارند، ولی باید به دنبال یافتن حقیقت و واقعیت ها باشید. باید ببینید که آیا چیزی که در ذهن دارید به موفقیت می رسد و شما می توانید این کار را انجام دهید؟
منظور ما این نیست که شما در انجام بعضی از کارها ناتوان هستید بلکه منظور ما این است که شما باید به پتانسیل های شخصی و فضایی که در دسترس دارید و محدوده کارهایی که میتوانید انجام دهید دقت داشته باشید و بازار کار را هم در نظر بگیرید و بعد یک کسب و کار راه بیندازید که در وسط های مسیر اگر موفقیتی دست شما را نگرفت دلسرد نشوید و کار را برای همیشه رها نکنید.
قبل از این که کسب و کار را راه بیندازید ببینید که باید به این هدفی که در نظر دارید شاخ و برگ بدهید یا باید به دنبال ایده های جدیدتر باشید. برای رسیدن به این هدف باید یکسری سوالات را در ابتدای مسیر پاسخ بدهید که از جمله این سوال ها میتوان به این موارد اشاره کرد:
کسب و کاری که شما در صدد راه اندازی آن هستید نیاز به خدمات پیشبینی شده شما دارد؟
آیا کسانی هستند که به کسب و کاری که شما می خواهید راه بیاندازید نیاز داشته باشند؟
آیا به صورت همزمان شرکت های دیگری هم محصولاتی که شما در نظر دارید ارائه دهید را ارائه می دهند؟
اگر شرکتهای دیگری همزمان با شما در حال فعالیت هستند رقابت شما با آنها به چه صورت خواهد بود؟
از چه روش هایی می توانید برای جا انداختن کسب و کار خودتان در بازار استفاده کنید؟
برای اینکه بتوانید یک کسب و کار و یا یک استارتاپ را شروع کنید باید در مرحله اول طرحی داشته باشید تا چیزی که در ذهن شما وجود دارد را به سمت واقعیت ببرید و به عنوان یک طرح آن را ارائه دهید تا بعد مراحل مختلف آن را برنامه ریزی کنید و شروع به راه اندازی کنید تا به سمتی که میخواهید حرکت کند و رشد و نمو پیدا کند.
اگر سرمایه گذار کار خود شما هستید که خوب مسیر سختی در انتظار شما نیست اما اگر میخواهید برای چیزی که در ذهن دارید سرمایه گذار یا یک موسسه را جذب کنید باید آنقدر پشتکار و هوش داشته باشید که بتوانید طرح را به خوبی ارائه دهید و اعتماد آنها را جلب کنید تا سرمایه خودشان را در اختیار شما بگذارند.
خیلی از کسب و کارهایی که شروع می شوند در ابتدا کم هزینه هستند و لازم نیست که حتما شما هزینه قابل توجه ای برای ره اندازی داشته باشید تا بتوانید آنها را شروع کنید. اما وقتی که کاری را شروع می کنید در هر صورت نیاز به یک سرمایهای دارید تا بتوانید آن را گسترش دهید و کار را پیش ببرید و در اصطلاح عامیانه می گویند که همیشه هرکاری خاک خوری های خودش را دارد و شما ممکن است تا مدتی حتی هیچ سودی که نداشته باشید هیچ، بلکه از جیب بگذارید تا یک کسب و کاری خودش را در بین مردم جا بیندازد و بعد به سوددهی برسد.
شما نباید خیلی زود دلسرد شوید و بهتر است بی گدار به آب نزنید و همه هزینه هایی که برای شروع کسب و کار نیاز دارید مثل مجوزها و گواهینامه ها و هزینه های حقوقی بیمه اسمتجاری تحقیقات و علامت تجاری و غیر را پیش بینی کنید و پول برای آنها کنار گذاشته باشید، نه فقط برای ماه اول بلکه بهتر است برای یک سالی که در پیش رو دارید هزینه ها را کنار بگذارید تا در وسط های راه با مشکل مواجه نشوید و کار را نصفه و نیمه رها کنید و یک برآورد خوب از هزینهها و جور کردن هزینههای احتمالی باعث میشود شما با تمرکز بیشتری روی مسائل مهم تر وقت بگذارید.
شما می توانید کسب و کاری که در نظر دارید را در قالب یک شرکت خصوصی، یک شرکت تضامنی با محدود شروع کنید اما ساختاری که برای کسب و کار خود انتخاب می کنید روی موارد مختلفی مثل اسم تجاری شما و مسئولیت هایی که بر گردنتان است و همچنین طریقه تامین مالی و ... تاثیرگذار خواهد بود.
بهتر است در ابتدای راه یک ساختار اولیه برای کسب و کارتان انتخاب کنید و این ساختار وقتی به رشد کافی رسید و شرکت را گسترش دادید با کمی شاخ و برگ دادن به ساختار اولیه دیگر نیازی به ایجاد ساختار جدید نداشته باشید و کارها با نظم مشخصی پیش می روند.
اسمی که برای شرکت خودتان انتخاب می کنید شاید از دید شما مرحله مهمی نباشد اما تاثیر زیادی روی کسب و کار شما خواهد داشت. پس بهتر است یک اسم خیلی خوب انتخاب کنید و اسامی که مد نظرتان است را روی یک کاغذ لیست کنید و با سبک سنگین کردن و در نظر گرفتن همه شرایط بهترین نام را برای کسب و کار و تجارت خودتان انتخاب کنید.
یکی از مراحل خیلی خسته کننده در مورد کسب و کارهای مختلف کاغذ بازی هایی است که برای راه اندازی یک شرکت یا یک استارتاپ باید انجام دهید و باید مجوزهای لازم را دریافت کنید تا موقع شروع کار به مشکل برنخورید و بتوانید با خیال راحت مراحل مورد نیاز را طی کنید. پس سعی کنید قبل از اینکه استارتاپی شروع شود تحقیقات را به صورت کامل انجام دهید و ببینید که چه مجوزهایی برای ادامه کار نیاز دارید و با اطمینان خاطر استارت آپ خود را راه اندازی کنید.
برای انجام هر کاری و هر کسب و کاری اگر مدیریت کافی روی دخل و خرج نداشته باشید و حسابداری مناسبی روی کار نداشته باشید باقی کار می شوید و بهتر است سیستم حسابداری مناسب برای بودجه انتخاب کنید تا بتوانید مدیریت ها را به دست بگیرید و برای معامله هایی که در کسب و کارتان انجام می شود و تجارت ها به مشکل بر نخورید.
محلی که شما برای راه اندازی استارت آپ خود انتخاب می کنید و کار را ادامه دهید خیلی مهم است. اگر قرار است یک فضای اداری یا یک فضای خصوصی و یا حتی یک غرفه یا دفتر را برای شروع کسب و کار انتخاب کنید بهتر است تجهیزات لازم را داشته باشد و فضای کاری شما کاملاً مرتبط با فعالیتی باشد که پیش رو دارید همه اینها می تواند تاثیر مثبتی روی فضای کاری شما و بازده شما و همچنین مخاطبان تان داشته باشد.
وقتی همه مراحلی که گفته شد را پشت سر گذاشتید لازم است که کارمندانی انتخاب کنید و اگر صاحب کار هستید آن ها را استخدام کنید تا در این فعالیت با شما همکاری داشته باشند. برای انتخاب افراد شایستگی آنها را در نظر بگیرید و فقط به تخصص و حرفه آنها نگاه کنید و ببینید که در مدتی از کار چه کسی را به عنوان کارمند استخدام میکنید و بد نیست که برای انتخاب از کسانی که در این زمینه حرفه ای هستند مشورت بگیرید.
وقتی مراحلی که گفته شد را پشت سر گذاشتید و کسب و کار خود را شروع کردید و در واقع استارت کار زده شد باید شروع کنید به جذب مشتری و مخاطب و گذراندن مراحل قیف بازاریابی و هدایت مشتری ها به سمت خرید محصولات و استقبال از کسب و کار شما، پس بهتر است یک پیشنهاد فروش منحصر به فرد بنویسید و یا یک طرح خوبی را در شروع پایه گذاری کنید که بتوانید توجه مخاطبان را به سمت خودتان جلب کنید و رفته رفته اعتماد آنها را به دست آورید و آنها را به مشتری های دائمی تبدیل کنید.
افرادی که در زمینه بازاریابی دیجیتال فعالیت می کنند هنوز هم از بعضی از روشهای قدیمی در کار خود استفاده می کنند زیرا روشهای قدیمی امتحان خود را بارها پس دادهاند و فکر زیادی برای انجام آن ها صورت گرفته است. یکی از این روش های سنتی که در بازاریابی قدیمی انجام می شد و هنوز هم در بازاریابی دیجیتال از آن استفاده می کنند مدل بازاریابی آیداس (AIDAS) است که با استفاده از این روش شما میتوانید در دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی اینترنتی خود موفق تر باشید و فروش بیشتری برای محصولات خود داشته باشید.
در این مقاله تصمیم داریم که شما را با این مدل بازاریابی آشنا کنیم تا بتوانید خیلی بهتر در مسیر بازاریابی اینترنتی قدم بردارید و به سمت موفقیت پیش بروید.
آموزش استارت آپ آموزش دیجیتال مارکتینگ مدل AIDAS و راهکارهایی در تبلیغات و بازاریابی
اگر شما بخواهید از مدل بازاریابی آیداس برای جذب مخاطب استفاده کنید از اولین مرحله که شروع به اقدام می کنید تا آخرین مرحله باید 5 گام اصلی را طی کنید تا بتوانید به هدف اصلی خود برسید و در ادامه به این 5 مورد اشاره میکنیم و در مورد هر کدام از آنها توضیح خواهیم داد.
یکی از اولین قدم هایی که شما برای جذب مخاطبان باید بردارید این است که توجه آنها را به سمت خودتان و محصولاتتان جلب کنید. عملکرد شما باید به نحوی باشد که از بین انبوه رقبایی که همزمان با شما در حال فعالیت هستند، مخاطبان شما را ببینند و به سمت شما بیایند. پس برای این کار لازم است که شما به اندازه کافی اطلاعات داشته باشید و بتوانید نیاز مخاطب را تشخیص دهید و بدانید که چه چیزهایی برای او جذاب تر است و با همین روش مسیر را مدیریت کنید.
البته همیشه جلب توجه یک قدم مثبت نیست بعضی وقت ها حتی میتواند برای شما تبعات منفی به دنبال داشته باشد و بهتر است که از راه هایی استفاده کنید که تاثیر مثبتی روی ذهن مخاطب دارد چون ممکن است بعضی ها فکر کنند با فریب دادن مخاطبان و ایجاد یک حس منفی بیشتر به چشم می آیند ولی در نهایت نتیجه ای که می خواهید از این روش نمی گیرد.
پس بهتر است در عین حال که تاثیر گذاری خوبی روی ذهن مخاطب دارید به دنبال جلب اعتماد باشید و روی انرژی های مثبت سرمایه گذاری کنید.
یکی از مواردی که در این روش به شما کمک زیادی می کند داشتن محتوای با کیفیت و مناسب است چون این کار باعث می شود که توجه به برند و محصول شما بیشتر شود و رتبه بهتری داشته باشید و همه کسانی که با سرچ یک سری کلمه های کلیدی و کلید واژه ها به دنبال رفع نیاز خود هستند زودتر به سمت شما هدایت شوند.
شما همچنین می توانید از طریق شبکه های اجتماعی هم توجه کاربران را به سمت خودتان و محصولات تان جلب کنید و یا می توانید در بازاریابی از روش های گوگل تبلیغات خودتان را انجام دهید.
جلب توجه به تنهایی نمی تواند شما را به اهدافتان برساند ممکن است خیلی از افراد در لحظه اول توجهشان به سمت محصولات شما جلب شود ولی در مدت زمان کوتاهی وب سایت شما را ترک کنند و یا اینکه از ادامه بازدید محصولات شما سرباز بزنند. پس لازم است علاوه بر اینکه توجه آنها جلب میشود یک علاقه مندی هم در آنها ایجاد شود تا با علاقه ای که نسبت به محصولات شما پیدا می کنند بقیه روندی که مدنظر شما بوده را دنبال کنند. برای ایجاد این علاقه مندی می توانید از روش هایی که در ادامه گفته میشود استفاده کنید. این روش ها کمک زیادی به ایجاد حس علاقه مندی در مخاطبان شما میکند.
تهیه متنهایی متناسب فضای مد نظر برای شبکههای اجتماعی مختلف
برقراری ارتباط و تعامل بیشتر با مخاطبان
استفاده از عکسها و ویدئوهای با کیفیت در پستها
تولید و انتشار مطالب آموزشی
استفاده از ابزارهای hootsuite و buffer برای مدیریت فعالیت ها در شبکههای اجتماعی
بعد از اینکه مخاطب توجه اش به سمت محصولات شما جذب شد و توانستید علاقهمندی لازم برای ادامه مراحل را در او ایجاد کنید باید این حس تمایل به خرید را در او ایجاد کنید و باعث شوید مخاطب به شما اعتماد کند و احساس کند با خرید محصولات شما هزینهای که پرداخت میکند هدر نرفته است و شما یکی از کارهایی که میتوانید در این روش انجام دهید این است که رضایت بقیه مشتری هایی که از شما خرید کرده اند را به اشتراک بگذارید تا بقیه بهتر بتوانند به شما اعتماد کنند.
این کار را می توانید با به اشتراک گذاشتن متن های آن ها و تصاویر صحبت هایی که با شما داشتند و یا حتی ویدیوهای مصاحبه در اختیار مشتری های جدید قرار بدهید.
طی سه مرحله ای که گفته شد اگر همه مرحله ها با موفقیت انجام شود شما وارد مرحله عمل خواهید شد و صحبت هایی بین شما و مشتری هایتان صورت می گیرد و در نهایت آنها تصمیم میگیرند که از شما خرید کنند یا خیر.
معمولاً در این زمینه مفهومی به اسم کال تو اکشن (CTA) اتفاق می افتد که تصویری هست که در وبسایت شما یا کمپین های تبلیغاتی شما قرار دارد و باعث می شود که مشتری ها برای اینکه علاقه بیشتری داشته باشند روی آن کلیک کند و برای اینکه بتوانید همچین متنی بنویسید باید یکسری نکات را در نظر داشته باشید:
سعی کنید در نوشتن این متن ها بیشتر از افعال استفاده کنید. عباراتی مانند “دیدن کنید.”، “کلیک کنید” و "نصب کنید" و یا موارد مشابه با توجه به محصول برای CTA مناسب هستند.
همچنین سعی کنید از عباراتی استفاده کنید که در مخاطب انگیزه بیشتری برای خرید ایجاد کند. برای مثال: “خرید اول را با ارسال رایگان دریافت کنید. ” و یا ” با خرید در این هفته در خرید بعدی 30% تخفیف بگیرید.”
برای افزایش انگیزه و جلب اعتماد مخاطب برای او دلیل بیاورید. مانند “ثبت نام کنید و مشاوره رایگان دریافت کنید.”
استفاده از روش FOMO یا “ایجاد ترس از دست دادن فرصت خرید” استفاده کنید. به طور مثال اگر تخفیفی تکرارنشدنی دارید، هفته و روز آخر فروش فوق العاده شماست و یا در زمان محدودی تخفیف دارید، در کال تواکشن حتما به این موارد اشاره کنید.
وقتی که شما توانستید محصول را به مشتری بفروشید به این معنی نیست که شما حتما به هدف خود رسیده اید و دیگر کارتان تمام شده است و این می تواند شروع یک مسیر تازه باشد و اگر مخاطب از خریدی که کرده رضایت کافی داشته باشد تازه شما در این مسیر موفق شده اید زیرا او با رضایتی که از محصولات شما دارد شروع می کند به تبلیغات دهان به دهان و این نقش خیلی مهمی در فروش محصولات شما دارد زیرا افراد جدیدی از طریق مشتری های واقعی شما به سمت شما جذب می شوند که دیگر نیازی نیست بابت جلب اعتماد آنها هزینه زیادی کنید.
کسانی که در دنیای اینترنت و فضای مجازی مشغول به فعالیت هستند برای پیشرفت کار خودشان سعی می کنند تا حدودی از اطلاعات مورد نیاز در این وادی سر در بیاورند، به همین علت است که شاخه های مختلف موجود در دنیای اینترنت برای افرادی که در این زمینه فعالیت دارند نام آشنا هستند مثل طراحی اپلیکیشن ها و مشاور های تبلیغاتی و غیره، ولی بعضی از شاخه ها هستند که کمتر کسی اسم آنها را شنیده است و ممکن است خود شما هم در مورد آنها اطلاعی نداشته باشید و فقط اسم آنها به گوش شما خورده باشد و یا در این مقاله برای اولین بار با آن برخورد داشته باشید.
آموزش استارت آپ آموزش دیجیتال مارکتینگ آشنایی با فریلنسرها
یکی از این واژه ها آزاد کارها یا فریلنسرها هستند که فعالیت آن ها در دست خودشان هست، برای همین این نام را به آنها میدهند و تصمیم داریم در مورد آنها در این مقاله بیشتر صحبت کنیم تا با دنیای کاری آنها آشنا شوید.
در این گونه شغل ها افراد کار را در خانه خود انجام می دهند و نیازی ندارند که برای انجام آنها حتما به یک محل مشخصی برای کار بروند و به همین ترتیب با مشتری ها و مخاطبان خود در ارتباط هستند، به این نحوه فعالیت آزادکاری می گویند.
دست شما در این نوع شغل ها باز است و هر وقت که دلتان بخواهد می توانید یک مسئولیت یا پروژه ای را بپذیرید و حتی اگر نخواهید میتوانید یک مدتی استراحت کنید و هیچ جایی امضا نشده که شما باید حتما در یک ساعت مشخص در جایی حضور داشته باشید و فعالیتی را انجام دهید. شما هیچ رئیس و بالاسری ندارید که به کار شما نظارت کند و تمام شرایط تحت نظر خود شما و با نظر خود شما انجام می شود.
با توجه به تعریفی که از این شغل کردیم ممکن است تصور کنید که یکی از شغل های بسیار آسان است اما اینطور نیست و در مورد این شغل هم مشکلاتی وجود دارد که لازم است در مورد آنها آگاهی داشته باشید.
کسانی که در حیطه شغلی خودشان به صورت آزاد در حال کسب درآمد یا انجام فعالیت هستند آزادکار یا فریلنسر نام دارند. همانطور که اشاره شد این افراد تعهدی در برابر بالادستی های خودشان ندارند و لازم نیست که در مورد کارشان به کسی توضیح دهند و در ساعت های مشخصی لازم باشد که وظیفه ای انجام دهند. هر وقت خودشان دلشان بخواهد در بازه زمانی که برای خود مشخص کردند کار انجام می دهند.
اگر این افراد هوش خوبی داشته باشند و پشتکار داشته باشند حتی نیازی به واسطه هم ندارند و میتوانند به صورت مستقیم با مشتری ها و مخاطبان خود ارتباط داشته باشند و آنها را جذب کنند و همه سودی که از کارشان در می آید در جیب خودشان می رود. بعضی از افراد هم هستند که برای ارتباط با مخاطب نیاز به یکسری واسطه دارند و باید یک مقدار هزینه هم به واسطه ها بپردازند.
همانطور که گفته شد، این طور نیست که این کار خیلی هم راحت باشد و مشکلات خودش را دارد. از جمله مشکل هایی که در آزاد کاری وجود دارد این است که چون جایگاه و مدرک مشخصی به مخاطبان و مشتریها ارائه نمیشود آنها آن طور که باید به شما اعتماد نمی کنند و شما هم چون اعتماد متقابلی به مشتری ندارید نمی توانید بدون گرفتن میزان بیانه و یا تمام مبلغ کار، کار را برای آنها انجام دهید و این یکی از مشکلات این کار است.
همچنین صنف و ملاک سنجش مشخصی برای این نوع کارها وجود ندارد و محاسبه قیمت ها حساب و کتاب ها توسط هیچ جایی کنترل نمی شود شما برای اینکه بتوانید هزینه کاری که انجام می دهید را محاسبه کنید هیچ فاکتوری برای سنجش ندارید و باید از خودتان یک هزینهای را مشخص کنید و این با مشتری و مخاطب است که این هزینه از شما بپذیرد و تقبل کند یا نه!
به همین خاطر است که معمولا هزینهای که برای آزاد کاری پرداخت می شود به دو صورت هزینه پروژه یا ساعتی می باشد و اگر ساعتی باشد برای هر ساعت کاری یک مبلغ مشخصی دریافت خواهید کرد و اگر پروژه ای باشد بدون توجه به اینکه چه ساعتی برای انجام یک پروژه صرف شده شما هزینه ای که از اول طی کرده اید را دریافت می کنید.