بسیاری از افرادی که در یک کسب و کار اینترنتی وارد می شوند و می خواهند بازاریابی اینترنتی انجام دهند، برای انتشار مطالب خود و فروش محصولاتشان از وب سایت های مختلف و یا اپلیکیشن های موبایل استفاده می کنند. اگر تصمیم گرفتید برای رونق کسب و کار خود و انتشار مطالبتان یک اپلیکیشن موبایل را طراحی کنید و بسازید لازم است که یک سری اطلاعات را در این زمینه داشته باشید و بعد اقدام به ساخت اپلیکیشن کنید.
آموزش استارت آپ آموزش دیجیتال مارکتینگ طراحی اپلیکیشن موبایل
برای این که اپلیکیشن موبایلی را به صورت تخصصی بسازید باید اول از همه هدف خود را مشخص کنید و پاسخ به یکسری سوال ها را بدانید تا بتوانید تصمیمگیری بهتری در این زمینه داشته باشید زیرا با یک راه روشن شما به صورت هدفمند تر کار را انجام می دهید و سرعت عمل بیشتری خواهید داشت.
اول باید از خود بپرسید که این اپلیکیشن قرار است چه کاری انجام دهد و چطور قرار است که نظر کاربران و مخاطبان شما را جلب کند و دیگر اینکه این اپلیکیشن قرار است چه مشکلاتی را از افراد مختلف حل کند و چگونه کار و زندگی را برای مردم راحت تر کند و در آخر باید بدانید که چگونه میخواهید این اپلیکیشن را به بازار عرضه کنید؟
وقتی که شما نتوانید اهداف کار خود را به روشنی مشخص کنید و پاسخ درستی به این سوالات بدهید نمی توانید وارد این مسیر شوید و اگر هم وارد شوید در نیمههای راه متوقف خواهید شد.
بعد از اینکه همه اهداف خودتان را مشخص کردید و به سوالاتی که مطرح شد پاسخ دادید و به جواب روشن و راه مشخص رسیدید طرح هایی که در ذهن خود دارید را طراحی کنید و هر چیزی که در ذهنتان است را روی کاغذ پیاده کنید.
یعنی حتی مشخص کنید که قرار است از تبلیغات داخل اپلیکیشن استفاده کنید یا نه و قرار است این برنامه به صورت رایگان باشد یا پولی باشد و یا نحوه پرداخت به صورت درون برنامه خواهد بود و غیره و همه این موارد را طراحی کنید و به یک نتیجه مشخص برسید.
حالا دیگر می توانید به سراغ کامپیوتر خود بروید و همه ایده هایی که در مورد اپلیکیشن خود دارید را در اینترنت جستجو کنید و در کنار آن یک سری ایده هم از اینترنت بگیرید تا با ترکیب آن ها بتوانید ایده پردازی های خوبی را ارائه دهید.
ممکن است با خودتان بگویید که جستجو در این زمینه باعث میشود که شما کپی برداری از یکی از کارهای دیگران داشته باشید اما اینطور نیست و باید به این نکته دقت داشته باشید که ممکن است که با همین جستجو متوجه شوید چیزی که از دید شما یک ایده و نظریه ناب بوده قبلاً توسط یک شخص دیگری انجام شده و همه زحمت های شما در این راه بی نتیجه خواهد ماند.
ممکن است بعضی از افراد بدون اینکه تحقیق کامل انجام دهند یک راهی را بروند که قبلا یکی شخص دیگری آن را رفته است. در این روش ممکن است دو اتفاق بیفتد یا اینکه آن فرد در نهایت شکست می خورد و از دور کنار میرود و یا این که از رقیب پیشی میگیرد و جایگاه خودش را ثابت میکند.
اما بهترین راهکاری که می توانید در مسیر خود داشته باشید این است که ایده های خودتان را در اینترنت جستجو کنید و مطمئن شوید که کاری که می خواهید انجام دهید منحصر به فرد است و اولین کسی که قرار است این کار را انجام دهد خود شما هستید تا بعدا دچار مشکلات کپیرایت و غیره هم نشوید.
در مرحله آخر باید تمرکز شما روی فروش و بازاریابی باشد و علاوه بر این که یک اپلیکیشن به خوبی طراحی می شود و محتوای با کیفیتی دارد باید وقت و انرژی برای آن بگذارید و مشخص کنید که قرار است چطور از این اپلیکیشن کسب درآمد داشته باشید و بازار هدف شما کدام یکی از گروههای انسانی هستند؟ آیا بازار هدف شما مختص نوجوانان میباشد یا کودکان و یا هر گروه دیگری. با این کار شما خیلی بهتر می توانید مسیر خود را مشخص کنید.
در این قسمت قرار است که یک راهنمای تصویری از اپلیکیشن خودتان طراحی کنید که کاملا گویا باشد که همه ایده های شما به صورت ملموس به خود شما و مخاطبان تان منتقل شود و برای این کار می توانید از یک سری سایت هایی کمک بگیرید که در این راه شما را راهنمایی خواهند کرد. (مانند https://wireframe.cc وhttp://visio.microsoft.com/ )
در این مرحله همه سرور ها و نمودارهای داده هایتان و همچنین API سایت تان را مشخص کنید. در ضمن باید بدانید که این نمودارها کاملاً باید واضح باشند چون قرار است که در طول دوره پروژه از این نمودارها به عنوان دستورالعمل استفاده شود.
بهتر است قبل از اینکه اپلیکیشن خود را به بازار عرضه کنید یک نسخه اولیه و پیش نمایش را در اختیار نزدیکان خودتان مثل خانواده یا دوستان قرار دهید تا آنها از آن استفاده کنند و اگر نقطه ضعفی در اپلیکیشن شما وجود داشت به شما گوشزد کنند و شما بتوانید آن را نسخه تکمیل تر و بهبود یافته به بازار عرضه کنید.
وقتی که انجام یک کار حرفه ای به عهده شما است دنبال تایید گرفتن از دیگران و تعریف و تمجیدهای بیپایه و اساس نباشید و بیشتر روی نظر افرادی که از شما انتقاد میکنند حساب کنید زیرا نظر آنها باعث میشود که شما کار بی نقص تر و با کیفیت تری را عرضه کنید.
در این مرحله دیگر شما می توانید اپلیکیشن خودتان را بسازید و تمام مراحل مورد نیاز برای ساخت اپلیکیشن را آغاز کنید. همچنین باید پایگاه ها و پایگاه های داده را تنظیم کنید و یادتان باشد که نکاتی که اطرافیان شما به عنوان نقص یا مزیت به شما گفته بودند در ساخت اپلیکیشن لحاظ کنید تا بتوانید یک اپلیکیشن بهتری را عرضه کنید.
بهتر است در این مرحله کسی که طراحی اپلیکیشن را بر عهده دارد رابط گرافیکی اپلیکیشن را به خوبی طراحی کند چون این رابط کاربری یک قسمت خیلی مهم از اپلیکیشنها است و باید طوری باشد که بیننده با دیدن آن جذب شود و باید سلیقه بازار هدف هم در این مسیر در نظر گرفته شود و فقط به سلیقه شخصی خودتان در این گام دقت نکنید و باید ببینید کسانی که مخاطب شما هستند چه چیزی را می پسندد؟
بهتر است در این مرحله شما اپلیکیشنی را که ساخته اید از هر نظر بررسی کنید و تست کنید تا ببینید که آیا از نظر ساختار و رابط کاربری آن چیزی که مدنظر شما بوده در اپلیکیشن استفاده شده است یا خیر؟ شما باید همین تست هایی که به ذهنتان می رسد را انجام دهید تا در نهایت متوجه شوید که همه قسمت های مختلف اپلیکیشن به خوبی کار می کنند یا نه.
یکسری بسترهایی برای تست اپلیکیشن ها وجود دارد که از جمله آنها میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم که این ها به شما کمک می کنند که لایه ها، تعاملات و طراحی اپلیکیشنی که در دست داشتید را بررسی کنید و نقاط قوت و ضعف آن را پیدا کنید تا اطمینان بیشتری در مورد کار خود پیدا کنید.
تا این مرحله باید شما توانسته باشید که شکل کامل اپلیکیشن خود را پیدا کنید و حالا که خیالتان از بابت یکی از عظیم ترین قسمت های طراحی اپلیکیشن راحت شده بهتر است که برگردید و یک بار دیگر همه مراحل را چک کنید و ببینید اگر جایی نیاز به تنظیمات بیشتر و یا اصلاحاتی دارد آنها را انجام دهید و تا جایی که میتوانید یک اپلیکیشن بینقص را عرضه کنید.
باید برنامه شما در یک محیط واقعی تری تست شود تا بتوانید عملکرد آن را بررسی کنید و شما خیلی راحت می توانید این اپلیکیشن را در دستگاه های مختلف تست کنید. مثلا اگر اپلیکیشن اندروید طراحی کرده اید می توانید روی یک گوشی اندرویدی آن را نصب کنید و بررسی کنید که آیا عملکرد آن درست بوده است یا نه و یا اگر اپلیکیشنی که طراحی کرده اید ios بوده لازم است که از پلت فرم به اسم تست فلایت (TestFlight) استفاده کنید.
حالا که تا به حال تمام مراحلی که گفته بودیم را مو به مو انجام دادید و با دقت اپلیکیشن را ساختید، وقت آن رسیده که این اپلیکیشن را منتشر کنید و منتظر بازخوردهای آن باشید.
شما می توانید خیلی راحت یک فروشگاه اندرویدی را برای عرضه اپلیکیشن خود انتخاب کنید و با این کار خیلی زود اپلیکیشن شما در گوگل پلی قرار می گیرد و یا اینکه در فروشگاه های اپل منتشر می شود و افرادی که خواهان آن باشند می توانند آن را دانلود کنند و نصب کنند و از آن استفاده کنند.
البته این نکته را در نظر داشته باشید که اگر هنوز هم اطمینان کامل را در مورد اپلیکیشن خود ندارید و نگران هستید که این اپلیکیشن روی دستگاههای مختلف چه پاسخی بدهد می توانید آن را در Pre-Apps منتشر کنید تا متوجه شوید که اپلیکیشن شما تا چه حد با بقیه دستگاه ها سازگاری دارد.
وقتی همه مراحل انجام شد و اپلیکیشن ها منتشر شد هنوز کار شما تمام نشده زیرا قرار بود این اپلیکیشن یک هدف را دنبال کند و برای طراحی و ساخت آن هزینه مصرف شده و این هزینه ها باید یک جایی برگردد و همه این کارها وقتی انجام میشود که شما توانسته باشید بازاریابی خوبی را برای اپلیکیشن خود انجام داده باشید و آن را به سود رسانی سوق دهید و هر چه بتوانید بازاریابی را بهتر انجام دهید و اپلیکیشن های خود را بهتر بفروشید میتوانید بازخورد بهتری ببینید. انجام تحقیقات بازاریابی هم در این راه کمک های زیادی به شما خواهد کرد.
با همه گیر شدن اینترنت در خانه ها را های مختلفی برای درآمد زایی وجود دارد که یکی از آنها راه اندازی سایت های فروشگاهی است و با استفاده از فروشگاه های اینترنتی شما میتوانید محصولات و یا خدمات خود را به مخاطبان عرضه کنید. در واقع می توانید کسب و کار اینترنتی راه بیاندازید و در قبال آن از آنها پول دریافت کنید و از این راه امرار معاش کنید.
راه اندازی یک فروشگاه اینترنتی کار چندان دشواری نیست و حتی با یک سرمایه خیلی کم هم می توانید این کار را آغاز کنید و از این راه کسب درآمد داشته باشید.
شما می توانید محصولات خودتان را در یک لیستی قرار دهید و یک درگاه پرداخت داشته باشید و کسانی که از محصولات شما خوششان آمد میتوانند با پرداخت هزینه آنها را خریداری کنند و شما با فروش آنلاین محصولات خودتان از راه فروشگاه اینترنتی می توانید کسب درآمد داشته باشید.
آموزش استارت آپ آموزش دیجیتال مارکتینگ چگونه فروشگاه اینترنتی راه اندازی کنیم؟
بیشتر سازمان هایی که از سایت های فروشگاهی استفاده می کنند و کسانی که دوست دارند در این زمینه وارد شوند برای اینکه بتوانند کار خودشان را آغاز کنند لازم است که از یک سرور مجازی استفاده کنند. اگر تصمیم بگیرند از سرورهای اختصاصی استفاده کنند باید بدانند که این کار هزینه بر است و آنقدری که ظرفیت سرور نیاز دارد نمی توانید از آن استفاده کنید و هزینهای که بابت آن پرداخت می کنید هدر می رود.
بهتر است از سرورهای مجازی برای شروع کار خود استفاده کنید زیرا هم قیمت چندان زیادی ندارند و هم شما می توانید هر میزان که خواستید اطلاعات و فضا را در دست داشته باشید.
اما روش دیگری که باز هم از این دو روش بهتر است این است که شما از هاست های اشتراکی استفاده کنید که هزینه آن خیلی کمتر از چیزی است که در دو روش قبل برای شما گفته شد و گزینه خیلی خوبی برای راه اندازی فروشگاه های اینترنتی خواهد بود.
لازم است که شما در ابتدا یک هاست خریداری کنید و بعد باید بصورت رایگان از آن استفاده کنید. برای این کار لازم است که حتماً یک سیستم مدیریت محتوای رایگان وردپرس مورد استفاده قرار گیردکه به صورت مفصل در مورد وردپرس به شما آموزش داده ایم.
با استفاده از وردپرس که یک فضا به صورت رایگان است شما خیلی راحت میتوانید این سایت ساز را بخرید و در هاست خودتان بارگذاری کنید و بعد از اینکه نصب شد میتوانید سیستم مدیریت محتوای رایگان را برای فروشگاه اینترنتی خودتان داشته باشید.
یکی از مهمترین ویژگی هایی که این نوع سایت سازهای رایگان دارد این است که افزونه های رایگان زیادی دارد که شما می توانید برای اهداف مختلفی از آن استفاده کنید و تمام نیازهای شما را پوشش می دهد و برای اینکه آنها را یاد بگیرید و از آنها استفاده کنید کافی است کمی در اینترنت جستجو کنید تا فایل های راهنمای آن در اختیار شما قرار گیرد.
با توجه به اینکه افراد خیلی زیادی از وردپرس استفاده میکنند قالب های زیادی برای آن طراحی شده و شما می توانید قالب ها را در انواع مختلف و به زبان فارسی در پنل مدیریت خودتان داشته باشید و این کار را برای شما بسیار راحت تر می کند.
یک سرویس فروشگاه ساز دیگری هم وجود دارد که به صورت مداوم به روز رسانی می شود که ووکامرس نام دارد که دارای نسخه فارسی هم می باشد و شما می توانید خیلی راحت یک سایت وردپرسی را به یک فروشگاه اینترنتی تبدیل کنید و از همه مزایای آن بهره ببرید.
هنگامی که از ووکامرس استفاده کردید می توانید برای همه محصولات خودتان گزینه تعریف کنید که هم مشخصات محصولات در آن وارد شود و هم قیمت آن، تا کاربران بتوانند خیلی راحت به همه قسمت های سایت فروشگاهی بروند و هر محصولی که خواستند را خریداری کنند.
ووکامرس ویژگی های مثبت زیادی دارد که بعضی از آنها داشتن قالب های متعدد و افزونه های کاربری زیاد و همچنین داشتن نسخه فارسی برای کامپیوتر است که همه این ها امکانات کاملی در اختیار شما قرار می دهد که بتوانید فروشگاه اینترنتی خودتان را به بهترین نحو مدیریت کنید.
اگر هنگامی که یک کسب و کار اینترنتی راه میاندازید روی یک موضوع مشخص با یک محصول مشخصی تمرکز داشته باشید و همه فعالیت های شما در آن جهت باشد می توانید بازار را در دست بگیرید و که در اصطلاح بازاریابی اینترنتی به این تعریف نیچ مارکتینگ می گویند که کسب و کار اینترنتی شما روی یک بازار هدف مشخصی دایر می شود.
اگر از این شیوه در کسب و کار اینترنتی خود استفاده کنید می توانید به خاطر تمرکز زیادی که روی یک موضوع دارید تخصص بیشتری کسب کنید و این باعث میشود که شما خیلی بهتر و راحت تر بتوانید از رقبای خود پیشی بگیرید و این کار در برندینگ شما هم تاثیر زیادی دارد.
یکی از کارهایی که میتوانید برای جذب مشتری و جلب اعتماد آنها انجام دهید این است که از آنها بخواهید در مورد محصولات شما نظر بدهند و یا توصیه هایی که فکر میکنند به بهبود عملکرد شما کمک می کند را به شما بدهند و شما با استفاده از این تحقیقات بازاریابی و یا پرسش هایی که از مشتری های خود می کنید می توانید خیلی بهتر در مورد راهکارهای رشد کسب و کار خودتان تصمیم گیری کنید.
یکی از سوال هایی که معمولاً در تحقیقات بازاریابی انجام میشود این است که شما از مشتری های خود را می پرسید که آیا حاضر هستند شما را به بقیه آشناها و افراد دیگر معرفی کنند و آن قدر از محصولات شما و خدمات شما راضی بودهاند که بازاریابی دهان به دهان را بدون پرداخت هزینه برای شما انجام دهند؟
معمولا در تحقیقات بازاریابی بعد از اینکه این سوال از مشتری ها پرسیده می شود به آنها اجازه میدهید که به صورت یک رنجی از ارزشها بین 0 تا 10 این میزان رضایتمندی از محصولات و خدمات شما را اعلام کنند و هر چه میزان ارزش که به کار شما میدهند بالاتر باشد نشان دهنده این است که آنها رضایت بیشتری از شما دارند.
به همین افرادی که به شما نمره های بالا میدهند یعنی نمره ی 9 یا 10 و میتوانند به عنوان بازاریاب های شما به حساب بیایند و شما را به بقیه معرفی میکنند ترویج کننده (Promoter) می گویند و کسانی که در ردههای پایینتر اما باز هم رده های قابل قبول مثل نمره 7 یا 8 به شما امتیاز میدهند جزو افراد منفعل (Passive) قرار دارند و کسانی که نمره های پایین تری به شما میدهند مثلاً به صفر تا 6 را به شما می دهند در دسته دفع کننده ها (Detractor) نام گذاری می شوند که این افراد آنقدر از کار شما رضایت نداشتند که به دیگران معرفی کند و ممکن است خودشان دیگر مجدداً از شما خریدی انجام ندهند.
در این مرحله اگر درصد مشتری هایی که از شما راضی بودند و در دسته ترویج کننده قرار دارند را در نظر بگیرید و مشتری هایی که از کار شما رضایت کافی نداشتند و دفع کننده هستند را از آنها کم کنید چیزی که در نهایت باقی میماند شاخص خالص ترویج کنندگان (Net Promoter Score) یا NPS نامیده می شود.
ممکن است در بعضی از مقاله ها به کلمه شاخص وفاداری هم برخورده باشید که بعضی ها این دو شاخص ترویج کنندگان و شاخص وفاداری را یکی میدانند اما اینطور نیست و علاقمندی به یک محصول دلیل قطعی برای این نیست که حتما آن را به بقیه هم معرفی کنند.
بعضی از افراد هستند که دلشان نمی خواهد لباس هایی که خریدندتکراری شود و در تن بقیه افراد و نزدیکان آنها دیده شود به خاطر همین اگر از محصولات یک فروشگاه و برند هم خوششان بیاید آن را به بقیه توصیه نمی کنند تا دست زیاد نشود و لباس آن ها و محصولاتی که خریداری کردند منحصر به فرد باقی بماند و اینجا شرایط تغییر می کند.
برخی کمپانی ها دائم این پارامترها را اندازه گیری می کنند تا بتوانند به خوبی عملکرد خودشان را بررسی کنند و از جمله شرکتهایی که معمولاً این شاخص ترویج کنندگی را بررسی میکند شرکت های جنرال الکتریک و فروشگاههای زنجیرهای اپل و همچنین فیلیپس می باشد.
شرکت ها این شاخص را به عنوان یک شاخص پیش بینی رشد تلقی میکنند اما تحقیقات نشان داده که باز هم نمیتوان به صورت صددرصد گفت که این شاخص یک شخص کاملا مناسب است و چیزی بهتر از آن وجود ندارد چون همیشه یک سری ایراداتی به بعضی از شاخصها وارد است و همه چیز منظم و آنطور که انتظار داریم پیش نمی رود.
برخی از افراد تصور می کنند که اگر شاخص امتیاز بهبود پیدا کند تاثیر مثبتی روی بقیه شاخصهای سازمان هم خواهد داشت اما باید بگوییم که هیچ مقیاسی برای رابطه بین این ها وجود ندارد و نمی توانیم بگوییم که اگر یک مقدار مشخصی شاخص NPS رشد پیدا کرد حتما بقیه موارد هم رشد مشخصی با یک ضریب قابل توجه خواهند داشت. هیچ وقت هیچ مرکز آماری نمیتواند به صورت دقیق بگوید که میزان انحراف به چه صورت است و میزان ارتباط و پیوستگی که بین آنها وجود دارد چقدر است.
کسانی که مدیریت یک سیستم را در دست دارند در صورتی که از هوشمندی کافی برخوردار باشند می توانند با استفاده از این شاخص، بقیه ی شاخص های سازمان را هم بهبود ببخشند و این یعنی هر چقدر که شما مشتری های بیشتری داشته باشید و آنها بیشتر از شما راضی باشند لازم نیست که شما مثل قبل هزینههای تبلیغاتی گزافی را پرداخت کنید و حتی با هزینههای تبلیغاتی کم به اندازه کافی محصولات شما بین افراد مختلف ترویج پیدا میکند و در واقع استفاده از این شاخص روی استراتژی سازمان تاثیر خیلی مثبتی خواهد داشت.
انجمن بازاریابی آمریکا بازاریابی را اینگونه تعریف می کند "بازاریابی مجموعه ای از فعالیت ها و فرآیند های ایجاد، انتقال، ارسال و تبادل هر آنچه که برای مشتریان، ارباب رجوع، شرکا تجاری و در کل برای جامعه ارزشمند است."
بازاریابی به زبان ساده عبارت است از فرآیندی که در طی آن بازاریابان با شناخت نیاز و خواسته مشتری و همچنین تحلیل رفتار او تلاش می کنند محصول را به صورتی ارائه کنند که مردم به خرید آن ترغیب شده و در نهایت با آن محصول سهم بزرگی از بازار را بدست آورند.
اکثر افراد گمان می کنند بازاریابی پس از تولید محصول و در زمان توزیع آن آغاز می شود در حالیکه همانطور که توضیح داده شد بازاریابی قبل از تولید آغاز خواهد شد.
آموزش استارت آپ آموزش دیجیتال مارکتینگ مفهوم بازاریابی و انواع آن
"بازاریابی، دانش و هنر کشف، خلق و ارائه ارزش، با هدف تامین نیازهای یک بازار هدف، هم زمان با کسب سود است.
بازاریابی، نیازها و خواسته های تامین نشده را تشخیص می دهد؛ بازار آنها را تعریف کرده، حجم این بازار را می تواند بهتر تامین کند و سپس محصولات و خدمات مناسب را طراحی و ترویج می کند."
کاتلر وکلر مدیریت بازاریابی را اینگونه تعریف می کند: "مدیریت بازاریابی، علم و هنر انتخاب بازارهای هدف سود آور و نیز جذب و حفظ و افزایش مشتریان از طریق خلق و مبادله و ارائه ارزش به آنان است."
بازاریابی در طول سال ها با علوم مختلف آمیخته و این خود باعث شکل گیری انواع و اقسام بازاریابی شده است بطوری که الان 180 نوع بازاریابی وجود دارد که برخی از آنها را برای شما در ذیل بیان می کنیم.
در این نوع بازاریابی، 5 حس مخاطب مورد نظر بوده و بازاریابان با تحریک این حس ها مشتری جذب می کنند.
در این نوع بازاریابی افراد با تولید محتوا قوی و مفید برای مخاطب و نشر آن در سایت ها و شبکه های اجتماعی مختلف باعث می شوند که مشتری با دریافت این اطلاعات به سمت آن محصول جذب شود.
در این نوع بازاریابی همانطور که از اسم آن نیز مشخص است هیجانات و عواطف مشتری مورد هدف قرار گرفته و بازاریابان با تحریک آنها باعث اقدام به خرید مشتری می شوند.
در این نوع بازاریابی از مواردی که مردم به آنها توجه دارند استفاده می شود تا افراد به آن سبب اقدام به خرید محصول کنند. بارها شاهد بوده ایم که تولیدکنندگان می گویند 10% از سود خود را به موسسات خیریه اختصاص می دهند. این درواقع مثال بازاریابی سببی است چرا که مردم برای کمک به خیریه از آن تولید کننده خرید می کنند.
در این بازاریابی از علم عصب شناسی استفاده می شود به این صورت که دستگاهی روی سر مشتری قرار می گیرد و با عکس برداری از مغز او و بررسی این عکس ها به ناخوداگاه او پی می برند تا بفهمند چه مواردی روی خرید مشتری تاثیر گذار بوده و همان ها را تقویت کنند.
این روزها تعداد افرادی که از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند زیاد است از این رو بازاریابان برای جذب مشتری در این شبکه ها فعالیت کرده و با تولید محتوا و تبلیغات موثر مخاطبین زیادی را جذب می کنند.
بازاریابی شبکه ای یا نتورک مارکتینگ تقریبا در کشور ما شناخته شده بوده و به نوعی از بازاریابی کفته می شود که فروشندگان کالا به جذب افرادد و مشتری می پردازند تا عضوگیری کرده و این شبکه را گسترش دهند.
در این نوع بازاریابی هدف این است که نظر مخاطب به صورت غیر مستقیم به سوی برندی جذب شود. این نوع بازاریابی یکی از انواع موفق بازاریابی بوده که مخاطبان زیادی را جذب می کند.
همانطور که گفته شد بازاریابی یک فرآیند است که شامل بررسی موارد مختلفی برای تولید و عرضه محصول می شود. یکی از این موارد تبلیغات است.
در واقع تبلیغات بخشی از فرآیند بازاریابی بوده و به کارهایی گفته می شود که تولید کننده برای جلب مخاطبین به سمت محصول خود انجام می دهد از قبیل ساخت کلیپ تبلیغاتی یا تیبیغات بیلبوردی در سطح شهر.
برندینگ در واقع آن کاراکتری است که از برند شما در ذهن مردم شکل می گیرد که این کار نیز به کمک بازاریابی انجام می شود و می توان گفت برندینگ هم جزیی از بازاریابی است.
در این نوع بازاریابی، بازاریابان از علم پزشکی استفاده می کنند به این صورت که از مغز افراد زمانی که محرک های بازاریابی را می بینند عکس برداری می کنند تا در نهایت متوجه شوند کدام قسمت مغز نسبت به محرک ها واکنش داشته و باعث اقدام به خرید می شود.
محرک هایی که در زمان عکس برداری استفاده می شود عبارت هستند از
رنگ خاص محصول
صدای تبلیغات محصول
نمایش بسته بندی محصول
علاوه بر این شما می توانید با استفاده از این روش نیازهای مخاطب را شناسایی کرده و حتی بفهمید او تا چه میزان حاضر است برای محصولات شما هزینه کند.
فایده دیگر این نوع بازاریابی این است که فروشندگان برای تبلیغات هزینه کمتری خواهند کرد چرا که عوامل محرک بر روی ذهن مخاطب را شناسایی کرده و فقط بر روی آنها تمرکز می کنند.
اگر از مردم در مورد بازاریابی سوال شود ممکن است آنان به سوالات درست و واضح پاسخ ندهند پس تحقیق میدانی نمی تواند برای بازاریابی نتیجه مفیدی داشته باشد اما بازاریابی عصبی چون مغز را بررسی می کند نتیجه آن کاربردی و صحیح تر است.
آموزش استارت آپ آموزش دیجیتال مارکتینگ بازاریابی عصبی یا NeureMarketing
بازاریابی عصبی از طریق دو روش FMRI و EEG انجام می شود.
در روش FMRI دستگاهی روی سر مشتری قرار می گیرد و از مغز او در زمان خرید عکسبرداری می کند، نتیجه آن نشان می دهد که مغز شخص با دیدن چه محرک های بازاریابی تحریک شده تا شخص برای خرید ترغیب شود.
EEG دستگاهی است که موج های الکتریکی آزاد شده از مغز مشتری را که احساسات و هیجانات ناخودآگاه او است دریافت می کند. با توجه به این موج های الکتریکی می توانیم پی ببریم مشتری با دیدن چه تبلیغات یا محصولاتی احساس مثبتی پیدا می کند. مزیت دیگر این روش نسبت به FMRI ارزان بودن آن است.
با استفاده از این روش واکنش مخاطب در برابر محصولات جدید و انواع تبلیغات بررسی می شود تا تولیدکنندگان متوجه شوند چه نوع تبلیغاتی تاثیر بیشتری بر مخاطب دارد.
واکنش مشتری نسبت به محصول جدید و تجربه آن از محصولات مشابه و همچنین نوع بسته بندی محصول را می توانیم از این روش متوجه شویم.
قطعا می دانید که قیمت محصول یکی از موارد بسیار مهم بوده و همانطور که در بالا نیز توضیح داده شد با استفاده از این روش می توایند بفهمید مشتری تا چه میزان حاضر است برای محصول شما هزینه کند.
حتی می توان از این روش برای چیدن دکور و محصولات یک فروشگاه نیز بهره گرفت تا بیشترین تاثیر روی مخاطب گذاشته شود.
همانطور که در تلویزیون بارها مشاهده کردید در تبلیغات ویدیویی بیشتر از انسان ها خصوصا کودکان استفاده می شود چرا که مخاطبان نسبت به این نوع تبلیغات واکنش مثبتی دارند و بیشتر به آن ها توجه می کنند.
وجود کودکان همان قدر که برای تبلیغات مفید است عمده توجه مخاطب را نیز جذب می کند به صورتی که مخاطب دیگر به محتوا تبلیغاتی توجهی ندارد برای حل این مسئله سازندگان تبلیغات راه حلی را در نظر گرفتند به این صورت که خود کودک نام محصول را عنوان کند یا در طول ویدیو تبلیغاتی به محصول نگاه کرده یا از آن استفاده کند.
بسته بندی محصول باید به صورتی باشد که مشتری بدون توجه به محتوا آن جذب محصول شود.
این موضوع در بازاریابی محصولات بسیار اهمیت دارد به طوری که بازاریابان سعی می کنند از رنگ، تصویر و فرمی برای بسته بندی خود استفاده کنند که مخاطب را جذب کند. رنگگ ها بر روی احساسات افراد تاثیری بسیاری دارند اصلا آنها را دست کم نگیرید.
تبلیغات خودتان را به صورت مقایسه ای مطرح کنید، در موارد مقایسه مخاطب به کیفیت محصولات توجهی ندارد و میشه گفت در این زمان مخاطب ناخودآگاه بیشتر روی موارد اضافی که یک محصول نسبت به محصول دیگر دارد توجه می کند.
وقتی شما اپلیکیشن یا سایتی را برای ارائه خدمات معرفی می کنید بیشتر امنیت آن را تبلیغ می کنید تا مخاطب بتواند با آسودگی خیال اطلاعات شخصی خود را در آن سایت یا اپلیکیشن وارد کند در حالی که مخاطب بیشتر طرفدار سرعت بوده و از اپ یا سایتی که سریعتر کار او را راه اندازد استفاده می کند.
حتی در طراحی سایت نیز می توانیم از بازاریابی عصبی بهره ببریم. مثلا وجود آیکون شبکه های اجتماعی یا طراحی سایت به صورت عمودی چیزهایی هستند که بریا مخاطب جذاب خواهند بود.
ساخت شعارهای تبلیغاتی و عناوین خاص در جذب مخاطب و ماندگاری در ذهن او بسیار موثر است. برای این کار سعی کنید از جملات و ضرب المثل های آشنا با کمی تغغیر استفاده کنید.